post_image

کمردرد مزمن، مشکلی شایع  است. وعلل بروز کمردرد،  در یکی از گروه‌های زیر قرار می گیرد: 1- کمردرد غیراختصاصی، 2- کمردرد ناشی از رادیکولوپاتی یا تنگی کانال نخاع، 3- کمردرد ارجاعی ناشی از منشا غیرنخاعی یا 4- کمردرد ناشی از سایر علل مشخص نخاعی.

حملات حاد کمردرد معمولا خودمحدود شونده هستند. بیماران مبتلا به درد پایدار یا نوسان‌کننده که بیش از 3 ماه طول بکشد، دچار کمردرد مزمن تعریف می‌شوند. بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بیشتر احتمال دارد که برای دردشان به یک پزشک خانواده مراجعه کنند تا به ارتوپد و متخصص طب فیزیکی  و کایروپراکتیک . اثر اقتصادی کمردرد مزمن ناشی از طولانی شدن افت کارکرد است که به کاهش بهره‌وری کاری، هزینه‌های درمان و هزینه‌های مربوط به ناتوانی می‌انجامد.

ارزیابی

ارزیابی اولیه  بیماران مبتلا به کمردرد مزمن باید در راستای قرار دادن بیماران در یکی از گروه‌های زیر باشد: 1- کمردرد غیراختصاصی، 2- کمردرد ناشی از رادیکولوپاتی یا تنگی کانال نخاعی، 3- کمردرد ارجاعی از منشا غیرنخاعی یا 4-کمردرد ناشی از سایر علل مشخص نخاعی .

در بیمارانی که کمردرد ناشی از رادیکولوپاتی، تنگی کانال نخاعی یا سایر علل مشخص نخاعی دارند، تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) یا سی‌تی اسکن می‌تواند تشخیص را تایید و درمان را هدایت کند.

معاینه فیزیکی باید شامل آزمون بلند کردن مستقیم اندام تحتانی و معاینه هدفمند عصبی – عضلانی باشد. آزمون مثبت بلند کردن مستقیم اندام تحتانی (درد در هنگام بلند کردن اندام تحتانی در حالی که زانو کاملا باز و لگن به میزان 70-30 درجه خم می شود) می‌تواند مطرح کننده فتق دیسک کمری باشد؛ در این آزمون، درد در همان طرف مبتلا، حساس‌تر ( در رد فتق دیسک در صورت منفی بودن) و درد در سمت مقابل، اختصاصی‌تر (  تایید بیرون زدگی دیسک در صورت مثبت بودن) است. آزمون رفلکس‌های تاندونی عمقی، قدرت عضلانی و حس می‌تواند به شناسایی ریشه‌های عصبی درگیر کمک کند.

ارزیابی و بررسی آزمایشگاهی شامل سرعت رسوب گویچه سرخ ESR، شمارش کامل سلول‌های خونی  CBCو پروتئین واکنشی C را باید هنگامی مدنظر داشت که علایم هشدار دال بر احتمال وجود یک بیماری زمینه‌ای وخیم وجود داشته باشد. آزمایش ادرار می‌تواند هنگامی سودمند باشد که به عفونت مجاری ادرار مشکوک باشیم و سطح آلکالن فسفاتاز و کلسیم می‌تواند به تشخیص بیماری‌هایی همچون بیماری پاژه استخوان که متابولیسم استخوان را تحت تاثیر قرار می‌دهند، کمک کند؛ البته این آزمون‌ها در همه بیماران مبتلا به کمردرد مزمن لازم نیستند.

تصویربرداری کاربرد محدودی دارد چراکه اغلب بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، یافته‌های غیراختصاصی در تصویربرداری دارند و بیماران بدون علامت هم اغلب یافته‌های غیرطبیعی دارند. تصویربرداری اولیه با MRI که روش ارجح بررسی است یا سی‌تی اسکن تنها در بیمارانی توصیه می‌شود که علایم هشدار بیماری‌های وخیم یا سریعا پیشرونده را دارند  یا دچار علایم ریشه عصب هستند که پس از شش هفته خودبخود بهبود پیدا نکرده است. تصویربرداری از جمله رادیوگرافی مهره‌های کمری را باید در بیماران دچار درد غیراختصاصی و فاقد علایم هشدار بیماری‌های وخیم حداقل 2-1 ماه به تعویق انداخت .

 

اصول کلی درمان

بیماران اغلب توقعات غیرواقع‌گرایانه مبنی بر بهبود کامل درد و بازگشت کامل به سطح قبلی فعالیت دارند.  شکاف بزرگی میان میزان التیام درد مورد توقع بیمار و حداقل درصد بهبودی که ارزش درمان را داشته باشد، وجود دارد.

مسایل روانی ـ اجتماعی نقش مهمی در تعیین نوع درمان بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بازی می‌کنند. بیماران مبتلا به کمردرد مزمن که دچار کاهش احساس کنترل بر زندگی، اختلال خلق، خودکم‌بینی، سطح بالای اضطراب و اختلالات سلامت روان هستند و مشکلات خود را بغرنج‌تر می‌کنند، کمتر احتمال دارد که به خوبی به درمان‌هایی نظیر تزریق اپی‌دورال استرویید پاسخ دهند.

باید به بیماران  توصیه شود که فعال بمانند (چرا که عضلاتی که تحرک ندارند، می‌توانند نهایتا بیش از حد حساس به درد شوند). ارزیابی پاسخ به درمان باید بر بهبود درد،‌ خلق و کارکرد متمرکز باشد.

درمان باید با حداکثر دوز توصیه شده داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی (NSAIDs) و استامینوفن و در پی آن داروهای کمکی شروع شود. درمان‌های غیردارویی در برخی شرایط بالینی موثر هستند و می‌توان آنها را در هر زمانی به برنامه‌ درمانی اضافه کرد. برای آنهایی که ناتوانی‌های شدید کارکردی، علایم ریشه عصب یا درد مقاوم دارند، ارجاع برای تزریق اپی‌دورال استرویید یا ارزیابی جراحی می‌تواند معقول باشد.

دکتر ریحانی یساولی، جراح و متخصص ارتوپدی
متخصص ستون فقرات در تهران